تبليغاتX
اهل سنت دیار سلمان - حكم شرعي تظاهرات( راهپيمائي) مسالمت آميز (قسمت پاياني)

حكم شرعي تظاهرات( راهپيمائي) مسالمت آميز (قسمت پاياني)

 

نويسنده: شيخ يوسف القرضاوي

مترجم: حسين تيموري- تايباد

دو قاعده مهم

دوست دارم در اينجا دو قاعده بسيار مهم را بيان كنم

1- قاعده مصالح مرسله

 

قاعده اول قاعده مصالح مرسله است. اين قبيل كارها (راهپيمايي و ...) كه در عصر نبوت نيامده و در عصر خلفاء راشدين ناشناخته بوده و مسلمانان در قرون اوليه تاريخ اسلام با آن آشنايي نداشته اند از مسائل مستحدثه عصر حاضر مي باشد و در دايره مصالح مرسله داخل مي شود كه در شريعت دستوري جهت اثبات يا لغو آن وارد نشده است.

 

شرط برخورداري چنين اموري از حكم جواز اين است كه از امور عبادي نباشد تا در دايره بدعت داخل نشود بلكه بايد از نوع مصالحي باشد كه شريعت آن را تاييد نموده است. مسائلي كه اگر بر عقل عرضه شود مورد قبول واقع خواهد شد. و لازم است با نص و قاعده شرعي در تضاد نباشد.

 

جمهور فقهاء مسلمان مصلحت را دليل شرعي مي دانند كه تشريع، فتوي و قضاوت ب اساس آن شكل مي گيرد و هر كس كتاب هاي فقهي را مطالعه كند صدها مسئله مي يابد كه حكم آن فقط با استدلال به مصلحت يا ضرر موجود در آن صادر مي شود.

 

صحابه رسول خدا كه داناترين انسان ها به شريعت بودند بيشتر از همه از اصل مصلحت استفاده مي كردند و به آن استناد مي نمودند.

 

مشهور است كه استدلال به مصالح مرسله مخصوص فقه مالكي است اما امام شهاب الدين قرافي مالكي (684 ه.) در رد اختصاص داشتن اين اصل به فقه مالكي مي گويد: هر گاه با دقت به مذاهب فقهي توجه كني مي بيني كه هر گاه به قياس يا به جمع يا تفاوت بين دو مسئله پرداخته اند دليلي بر صحت كار خود جز مطلق وجود مناسبت نيافته اند و اين خود همان مصالح مرسله است بنابراين اعتبار مصلحت در همه مذاهب فقهي وجود دارد.

 

2- وسائل حكم اهداف را دارند.

 

قاعده دوم اين است كه وسائل و ابزار در دايره عادات، حكم مقصد و هدف خود را دارند. پس اگر هدف استفاده مشروع باشد وسائل حكم آن را مي گيرند و وسيله ذاتا حرام نخواهد بود.

 

به همين جهت زماني كه وسائل و رسانه هاي جديد مانند تلويزيون بوجود آمد مردم به كثرت مي پرسيدند اين وسائل حرام اند يا حلال؟ و جواب علما اين بود كه اين وسائل ذاتا حكمي ندارند بلكه حكم آن ها بر اساس نوع و هدف استفاده از آن مشخص مي شود. هر گاه از حكم تفنگ بپرسي مي گوييم تفنگ در دست مجاهد كمك به جهاد و ياري حق و مقاومت در برابر باطل است اما در دست دزد و راهزن كمك به جرم و فساد در زمين و ايجاد ناامني است.

 

همچنين تلويزيون، كسي كه از آن استفاده مي كند تا از اخبار اطلاع يابد و برنامه هاي مفيد فرهنگي و سياسي و اقتصادي را پيگيري نمايد و يا از برنامه هاي تفريحي با شرايط و ضوابط مشخص استفاده كند، شكي در مشروعيت و جواز آن نخواهد بود بلكه مي تواند با نيت خوب به عبادت و تقرب تبديل شود به خلاف كسي كه براي جستجو از برنامه هاي سكس و مبتذل و يا مطالب گمراه كننده فكر و روش زندگي استفاده مي كند.

 

همچنين است اين راهپيمايي ها و تظاهرات اگر به قصد هدف مشروعي راه افتاده باشد. مانند اين كه در آن مردم خواستار اجراي شريعت يا آزادي زندانياني كه بدون جرم واقعي دستگير شده اند يا متوقف كردن محاكمه شهروندان در محاكم نظامي، يا لغو حالت فوق العاده كه به حاكمان اختيارات نامحدود مي دهد، يا محقق شدن خواسته هاي عمومي مردم مانند فراهم شدن نان، روغن، شكر، دارو و بنزين و يا اهدافي از آن شوند كه شكي در مشروعيت آن وجود ندارد و در چنين مواردي هيچ فقيهي در جواز آن شك نمي كند.

 

به ياد دارم در سال 1989 در الجزاير بودم و بعضي از خواهران از دانشجويان ملتزم و متدين دانشگاه به من شكايت كردند كه جمعي از زنان سكولار و بي دين راهپيمايي پانصد نفره اي ترتيب دادند و در خيابان هاي پايتخت به راه افتاده اند و مجموعه اي از خواسته هاي مربوط به خانواده  كه به قانون احوال شخصي معروف است مطرح كردند مانند: ممنوعيت طلاق، تعدد همسر، برابري بين زن و مرد در ميراث، جواز ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان و ...

 

به دانشجوياني كه اين سوال را مطرح كردند گفتم: جواب راهپيمايي زنان سكولار و بي دين اين است كه در مخالفت با آنان زنان متدين و مسلمان راهپيمايي با شركت هزار برابر آنان يعني پانصد هزار نفر راه بيندازند و با صداي رسا خواستار احترام گذاشتن به قوانين ثابت شريعت اسلام شوند. و چنين هم شد و بعد از چند ماه راهپيمايي ميليوني كه اكثر شركت كنندگان در آن زن بودند هر چند عده اي از مردان هم شركت كرده بودند به راه افتاد.

 

چنين راهپيمايي با توجه به هدفش شكي در مشروعيت آن وجود ندارد بر خلاف راهپيمايي از نوع اول كه با هدف مخالفت و اعتراض بر احكام قطعي شريعت انجام شده بود و هيچ فقيهي نمي تواند به جواز آن فتوا دهد.

 

سد ذرائع

 

اما اين كه گفته شده راهپيمايي و تظاهرات مسالمت آميز بايد ممنوع شود زيرا خوف آن مي رود كه بعضي از خرابكاران و فرصت طلبان از آن سوء استفاده كرده و به تخريب موسسات و مراكز عمومي بپردازند و امنيت را به هم زده و اضطراب و وحشت به وجود آورند، نمي تواند مورد قبول واقع شود زيرا استفاده گسترده از قانون سد ذرائع در حدي كه سبب محروم شدن از بسياري از مصالح معتبر شود جائز نيست.

 

كافي است بگوييم راهپيمايي مسالمت آميز زماني حكم جواز مي گيرد كه شروط معيني در آن رعايت گردد تا ضمانتي ايجاد كند كه خرابكاري كه بعضي اوقات رخ مي دهد صورت نگيرد مانند اين كه با حراست و نگهباني پليس انجام شود يا برگزاركنندگان متعهد گردند كه نظم را حفظ كنند تا خشونتي به وجود نيايد و امنيت بر هم نخورد و مسئوليت هر نوع بي نظمي متوجه خودشان شود و اين روشي است كه در كشورهاي پيشرفته از نظر مادي معمول شده است.

 

آيا در سنت و سيرت دليلي بر مشروعيت راهپيمايي وجود دارد؟

 

من بر اين باورم كه دلائل و مطالب شرعي كه ذكر كرديم جهت دلالت بر جواز راهپيمايي هاي مسالمت آميز هر گاه براي بيان خواسته هاي گروهي و مردمي باشد كفايت مي كند. و ضرورت ندارد تا دليل شرعي خاص مانند آيه قرآن يا حديث پيامبر يا واقعه اي كه در عصر نبوت يا خلفاء راشدين اتفاق افتاده باشد، بر جواز آن وجود داشته باشد.

 

اما با وجود همه آنچه ذكر شدواقعه اي كه بر جواز راهپيمايي دلالت دارد و در عصر نبوت اتفاق افتاده باشد بيان مي كنيم و آن واقعه اسلام آوردن عمر بن خطاب است. بعد از آن كه عمر رضي الله عنه داستان اسلام آوردن خود را تعريف مي كند و ما به او گوش مي كنيم كه داستان خود را بيان مي كند و خبر راهپيمايي را به ما مي رساند و در حالي كه شهادتين بر زبان دارد وارد خانه ارقم بن ابي الارقم مي شود.

 

او مي گويد: (گفتم: اي رسول خدا آيا ما چه بميريم و چه زنده باشيم آيا بر حق نيستيم؟ فرمود: بلي، قسم به ذاتي كه جانم در دست اوست شما بر حقيد اگر زنده باشيد يا بميريد. مي گويد: گفتم: پس مخفي كاري و پنهان بودن براي چه؟ قسم به خدايي كه تو را به حق فرستاده بايد از مخفيگاه بيرون شويد. پس پيامبر را در دو صف كه در مقدمه يكي من و در صف ديگر حمزه رضي الله عنه حركت مي كرد بيرون شديم كه برايشان صدايي همانند صداي آسياب داشت تا به مسجدالحرام داخل شديم. عمر مي گويد: قريش به من و حمزه نگاه كردند و به مصيبت و دردي گرفتار شدند كه قبلا همانند آن را تجربه نكرده بودند پس در آن روز پيامبر صلى الله عليه وسلم من را فاروق لقب داد).

 

هر كس در سيرت و سنت پيامبر جستجو كند در يافتن نمونه هاي ديگر هيچ مشكلي نخواهد داشت.

 

والحمد لله رب العلمين 

 

نوشته شده توسط احمد ياسين  | لینک ثابت |